مردم در
کندز باور دارند که روزنامهها، گاهی شلاقهای مردمی و همیشه آیینهی رویداد
های جهان هستند.
ادامهی کار رسانهها در کندز تاحدی به سوی خوب شدن میرود. انتظار ها
بر این است که رسانه ها بتوانند در کنار رویدادهای مهم جهان و افغانستان، رخدادهای
کندز و شمالشرق را نیز تحت پوشش نشراتی خویش قرار دهند. اگر رسانه
ها بتوانند با ادبیات، هنر و فرهنگ که پیوند صمیمانهای با رسانه ها دارند، به گونهی تخصصی
برخورد کنند؛ میتواند آوردگاه داغ رسانهیی در کندز باشند، تا اینک به جز در
برخی رسانه های چاپی، در هیچ رسانه ی دیگر این امر معمول نشده است و بیشتر رسانه
های شنیداری در کندز، مبتذل اند.
در کندز
رسانههای زیادی جواز کار گرفتهاند، اما شمار آنهایی که نشر میشوند،
خیلی کم هستند. دیده میشود که برخی رسانهداران برای مرامهای کوچک، دست به ایجاد رسانهای میزنند.
اما غافل از این که این کار خیلی دشوار است. مردم امید دارند که رسانه ها بتوانند حضور
همیشگی و پایدار داشته باشند.
کتاب فروشان
و آنانی که دست به دست با روزنامههای
چاپی هستند، نیز به این باور اند که کندز تا هنوز جای خوبی برای رسانههای چاپی
نبودهاست، یا رسانهها برای کندز این خوبی را نداشته اند. هر گونه که
بوده، رسانههای چاپی تا هنوز در این ولایت خوب جا نیفتاده
اند. اما آنها نشر و توزیع
روزنامهی 8صبح در کندز را در این اواخر که دست در دست روزنامهنگاری،
آگهی و آموزشدهی، مردم را به روزنامه خوانی ترغیب می کند، پیروزی
بلندی میدانند.
به هر صورت،
وضعیت رسانههای چاپی در کندز بهتر از وضع رسانههای شنیداریاست. همین گونه،
رسانههای دیداری نیز کمتر از آن چه فکر میشود، بهتریهایی دارند. ناگفته نباید گذاشت که برخی از رسانههای چاپی
محلی، روزنامهنگاری را به مسخرهگی گرفتهاند و چیزهایی را به نام رسانه به مردم
معرفی کردهاند که نمی شود به حال شان خندهی تلخ نکرد و شاخ درنیاورد.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 19:5  توسط فرحناز نازی
|
جای پای غزل را در آنسوی کتاب های خطی می
بینیم و سرنوشتش را در گونهگونی.این بستر، همواره با به
چالش کشیده شدن هر فرگرد شعری، به اصطلاح «همرنگ جماعت» شده و ماندنی بودناش را
پیوسته نگهداشته است.
سه مهمان، چهار شاعر
ایستگاهی برای یک لبخند
در پرتو نگاه دو دوست هشتم آبان، کندز قالی گام های سه میهمان شاعر بود.
استاد پرتو نادری، که شعرش مرز های زبان مادری اش را نشناخته و به چندین
زبان زنده ی دنیا برگردان شده است. او در کنار قالب های نانو شعری،
پامیردستی در سپید سرایی دارد و چندین دهه، از پیشگامان سپید سرا در کشور
بوده است.
«تصویر بزرگ در آیینهء کوچک» ، یکی از بلند ترین شعر های سپید او در ستایش
از بزرگواری های مادر است. این بزرگمرد در این اواخر یکی از راننده گان
پیشگام شعر سپید سیاسی در کشور به شمار می آید.
استاد
نادری در کنار شعر، یک محقق و جستارگر پیروز در زمینه های فرهنگی- تاریخی
بوده و چندین کتاب را در این زمینه نیز به خواننده گان بیرون داده است.
پرتو نادری همین اکنون نیز در زمینهء بهینه شدن آزادی بیان و جامعه مدنی
زحمت و نفس می کشد و مدیر مسوول مجلهء جامعه مدنی در افغانستان نیز است.
میهمان دیگر، یاسین نگاه مسوول کاشانه نویسنده گان افغانستان، آری...
همانی که در این سلام سبز و صمیمانه، بیشتر از این که شعر بخواند، سیگار
می کشید. نگاه در کنار شعر، نامه نویسی و کار های دیگر ادبی و فرهنگی اش،
مسوولیت مجله «میرمن» را نیز به دوش دارد. محمد یاسین نگاه، یکی از سه
چهرهء مشهور کوتاه سرای فارسی در افغانستان، در کنار وحید بکتاش (سورنا) و
هادی هزاره، است. نگاه، کتاب مشترکی زیر خط «دو پانزده یک سی» با سورنا
دارد.
سومین میهمان، شهیر داریوش، چهره ای شناخته شدهء شعر در کشور است. بی شک،
او را آنانی که به شعر علاقمند اند و چشم شان به شاعران جوان می چسبد، می
شناسند. او تا کنون پدیدآورندهء «حاشیهء دو نفری» است و به تازه گی مرثیهء
بلندی به نام «سلام ممی جان» را به عنوان دومین کتابش راهی خواننده گانش
کرده است. تالار که برای پذیرش اشتراک کننده گان انتظار می کشید، پس از
ساعت 2 چاشت، با سلام گروهی از مسوولان دولتی، آموزگاران و دانش آموزان
مکاتب، دانشجویان تحصیلات عالی و شماری از دوستان شعر و ادبیات پُر شد. سر
سخن با «مانده نباشید و خوش آمدید های» عبدالله رسولی مسوول میدیوتیک
کندز آغاز شد و پس از آن، استاد پرتو نادری گذشته از حرف هایی پیرامون
چگونگی ارزش شعر و ادبیات؛ پیش از سپید، کار های در قالب کهنش را خواند و
در دنباله، سپید دیکلمه کرد و هیجان استقبال شنونده گان را هدیه گرفت.
بعد از استاد پرتو، آقای رسولی، یاسین نگاه را پشت ستیژ فراخواند. نگاه در
مورد کارکرد های ادبی در چهار ولایت گپ هایی را ارایه کرد. مرکز ثقل گپ
های نگاه، روی آبستن چهار ولایت شمال شرقی، برای زایش حوزه ی ادبی شمالشرق
بود و راه کارهای را برای کندزیان نیز پیشنهاد داد و در پایانه اش با شعر
سپیدی از پشت مایک خاتمه یافت.
پس از آن، شهیر داریوش، غزل های سبزمندی را در کنار چند سپید به شنونده
گان شاعرانه خواند و خوشمزهگی هایش را ثابت کرد. نورالعین از ولایت
میزبان نیز، با چند
غزل مزاحم حس شنوایی اشتراک کننده گان بود.
پایان نشست، با حرف های از عطاالرحمن «بابر» مشاور فرهنگی مقام ولایت کندز
همراهی شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:3  توسط نورالعین
|